fbpx
اسلایدافغانستانفرهنگگزارش

مجموعه داستانی «صنعت جنسیت»؛ روایت زن افغان در جامعه پساطالبان

خبرگزاری یاش: در آستانه روز جهانی همبستگی زنان (۸ مارچ)، زکیه شفایی، مجموعه داستانی را تحت عنوان صنعت جنسیت با موضوع حرکت برابری‌خواهی زنان افغانستان منتشر کرد.

این مجموعه، با داستانی به نام آهو و آیینه آغاز می‌شود. داستان در قریه‌ای اتفاق افتاده که شب طوفانی سختی را پشت سر گذاشته است. در این میان یکی از اهالی قریه با زنی زیبا، بلندبالا و بی‌پروا که لباسی متفاوت از عرف معمول آن‌جا را به تن و آئینه‌ای در دست دارد، روبه‌رو می‌شود. مرد، مبهوت زیبایی زن می‌شود و او را به خانه خانِ قریه می‌برد. در آن‌جا مردان روستا تصمیم می‌گیرند تا به دنبال اقارب این زن بگردند.

داستان با موضوعی جالب و زیبا آغاز می‌شود. در این داستان، حضور مردان پر رنگ و بارز است. هر چند صحبت از زنان و دختران قریه هم می‌شود، اما حضور آنان سایه‌وار بوده و محسوس نیست. زنان در درون خانه‌های‌شان هستند و دخالتی در تصمیم‌گیری‌ها ندارند. این مردان هستند که برای این زن تصمیم می‌گیرند.

تعدادی از مردم قریه در حویلی خانه‌ی خان جمع می‌شوند. اما زن هنوز غرق در دنیای خود و محو تماشای خود در آئینه‌اش است. زن جسور است، او بی‌باکانه با دخترانِ خان می‌خندد و می‌رقصد. در همین حال تصمیم خان و دیگر مردان قریه بر این می‌شود که این زن، باید شب را در مسجد سپری کند تا مبادا زنان خانه‌ی خان توسط وی گمراه شوند. شب می‌شود و زن را به مسجد می‌برند. اما صبح‌دم و با طلوع آفتاب، آئینه زن شکسته و اثری از خود زن نیست.

این داستان اشاره‌ای به جامعه افغانستان پس از شکست طالبان دارد. هر چند جامعه جهانی حضور خود را با شعار آزادی برای زنان افغان توجیه می‌کند، اما هم‌چنان هر شخصی به نوعی برای زن افغان برنامه‌ریزی نموده و تصمیم می‌گیرد. در حالی که خود زن، هیچ نقش محوری نداشته و مردها سعی دارند هر حرکتی را از نگاه دین مشروعیت دهند. اینجاست که حرف از «زن» هست، اما چیزی که به طور مستقیم مرتبط با ماهیت شخصیت و حقوق زن باشد وجود ندارد.

داستان دوم، ماجرای زنی است که چطور در بند نظام پدرسالاری است. با خواندن داستان متوجه می‌شویم که تنها عامل خشونت علیه زنان، مردان نیستند، بلکه باورهای نظام‌مند مبتنی بر سنت‌های پدرسالارانه است که در وجود هر زنی رخنه کرده و از همین رهگذر است که زنان ظلم‌پذیر می‌شوند.

زن به خاطر ارزش‌های پدرسالارانه، خود را سانسور می‌کند و حتی غیرت و عزت پدر را به حیات خویش ترجیح می‌دهد. این زن از ابتدا خود و خواست‌های خود را به فراموشی سپرده و حس گناهی که از دوران کودکی به او تلقین شده را در درون خود رشد داده و حتی به مرگ تن می‌دهد.

در ادامه این مجموعه داستانی، روایت‌هایی از مبارزه زنان برای بقاء و خودشناسی را می‌خوانیم. زنی که خود تلاش برای برابری و دفاع از حقوق زنان می‌کند، اما داشتن فرزند دختر را بر خود عیب می‌داند و هویت دخترش را در لباسی مردانه پنهان می‌سازد. وی در نهایت متوجه می‌شود که نمی‌تواند از این واقعیت فرار کند و مجبور است که آن را بپذیرد.

در تمام داستان‌ها، یک پیام برای زنان و دختران واضح و روشن است؛ این‌که خود را بپذیرند و بشناسند و این همبستگی آنان است که برابری را به وجود می‌آورد. واقعیت‌هایی که ریشه در جنسیت دارند را با نگاهی روشن بپذیرند و در مورد تجارب زنان جوامع دیگر، مطالعه داشته باشند.

در ادامه، نگاه تجاری به حرکت‌های حقوقی زنان در دوره بعد از طالبان نیز یکی از تلاش‌های نویسنده برای بازتاب آن است. زمانی که کمک‌های بین‌المللی به افغانستان سرازیر شد، اما هر کسی که صدایش را برای حقوق زن بلند کرد، کمتر به زن و حقوق او فکر کرده و بیشتر به دنبال این بوده که مسئله برابری جنسیتی را صنعتی و پروژه‌ای بسازد. همین تلاش از دید نویسنده و بسیار منتقدین حوزه زنان، رابطه‌ای ناگسستنی میان داعیه حق‌خواهی نهادهای مدافع حقوق زن و دنبال کردن اغراض شخصی و مادی ایجاد کرده است.

نازنین شفایی

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

بستن