fbpx
اسلایدافغانستانبرگزیدهگزارشمصاحبه

از بادغیس تا سویدن؛ رقابت برای پارلمان

گفت‌وگوی خبرگزاری یاش با آزیتا رفعت، عضو پیشین مجلس نمایندگان و عضو هیئت رهبری حزب حق و عدالت

اشاره:

آزیتا رفعت، نماینده پیشین مردم بادغیس در شورای ملی بود. او پس از ختم دوره کاری‌اش در پارلمان، در سال ۱۳۹۰ عضویت حزب تازه‌تأسیس تحت نام «حق و عدالت» را در کنار چهره‌هایی همچون حنیف اتمر، حمیدالله فاروقی و معین مرستیال به‌دست آورد. این حزب که در نقش اپوزیسیون حکومت آقای کرزی کارش را شروع کرد، در بحبوحه آغاز رقابت‌های سومین دور انتخابات ریاست‌جمهوری در بهار سال ۱۳۹۳، از تیم تحول و تداوم حمایت نموده و نقش بارزی در پیروزی رئیس‌جمهور غنی داشت. از همین رو، رئیس‌جمهور غنی پس از انجام مراسم تحلیف حکومت وحدت ملی در هفتم میزان ۱۳۹۳، حنیف اتمر که چهره اصلی حزب حق و عدالت خوانده می‌شد را به حیث مشاور امنیت ملی خود مقرر نمود. خانم رفعت که از اعضای هیئت رهبری و معاون اول این حزب و رئیس بخش مطبوعات کمپاین تیم تحول و تداوم بود، در نوزدهم حمل ۱۳۹۴ در صفحه فیسبوک خود، از مردم بابت حمایت‌هایش از اشرف غنی معذرتخواهی کرد. خانم رفعت پس از مدتی به سویدن مهاجرت کرد و در سویدن هم اندک‌اندک فعالیت‌های خود در عرصه سیاست را از سر گرفت. اینک که سه سال از مهاجرت وی به اروپا می‌گذرد، کاندیدای هیئت رهبری حزب مرکز در کمون شهر «سودرهمن» شده و قصد دارد تا از طریق رقابت درون‌حزبی و اشتراک در انتخابات سراسری، تا چهار سال دیگر به پارلمان مرکزی سویدن راه پیدا کند.

از شروع فعالیت سیاسی‌تان در سویدن بگویید؟ چطور شد که در عالم مهاجرت نیز به سیاست روی آوردید؟

برای کسی مثل من که تجربه طولانی سیاسی را دارد، باورم این است که دریچه سیاست از دریچه‌هایی است که می‌توان به صورت خوب از مردم نمایندگی کرد. به همین خاطر با درنظرداشت علاقمندی به احزاب و حزب سنتر که اینجا فعالیت دارد و دعوتی که از من صورت گرفته بود، بعد از ۳ سال تصمیم گرفتم تا کار سیاسی خود را آغاز کنم و صدایی برای جامعه تازه‌وارد در سویدن باشم زیرا؛ مکان تغییر کرده، اما تعهد سیاسی من همان چیزی است که قبلا بود.

با توجه به اینکه یک مهاجر محسوب می‌شوید و تازه‌وارد هستید، چقدر شانس موفقیت برای خود پیش‌بینی می‌کنید؟

وقتی قدم به کاری می‌گذاریم، آرزومند هستیم که به اهدافی که تعیین کرده‌ایم دست پیدا کنیم. با شناختی که به جامعه اینجا دارم، تماس‌هایی که داشتم و فعالیت‌هایی که انجام داده‌ام، امید دارم که کافی باشد تا قناعت رأی‌دهندگان را فراهم بسازد. و فعلا امیدواری‌ام زیاد است، اما شاید یکی دو ماه بعد جواب قانع‌کننده‌تری را ارائه کنم.

رسیدن به انگیزه شروع فعالیت و ترسیم هدف فعلی‌تان، چقدر وام‌دار تجارب سیاسی‌تان در افغانستان است؟ اینجا رقابت پارلمانی به‌صورت فردی داشتید و حالا رقابت پارلمانی را در ساختار حزب تجربه می‌کنید.

فکر می‌کنم در افغانستان مشکل عمده این است که دیدگاه مردم نسبت به احزاب به دلیل سابقه‌هایی که دارند، یک دیدگاه منفی است. به همین خاطر است حتی افرادی که عضویت احزاب را دارند، به شکل شخصیت‌های مستقل در پارلمان کاندید می‌کنند تا بتوانند قناعت مردم را داشته باشند. آن زمان در داخل پارلمان من عضویت حزب را نداشتم. بعد از این‌که در سال ۲۰۱۰ آقای رئیس‌جمهور کرزی، دوباره برنده شدن ما را در پارلمان قبول نکردند، ما با تعدادی از دوستان حزب حق و عدالت را تشکیل دادیم که در مدت کم تبدیل به یکی از بهترین احزاب افغانستان شد.

یکی از تلاش‌های ما این بود که پارلمان افغانستان را از چارچوب فردی به چارچوب حزبی تغییر بدهیم تا اعضای آن بتوانند به‌صورت برجسته‌تر و بهتر کار کنند. باور من این است که ۱۳سال اندوختن در چارچوب سیاست های کشوری مرحله بسیار خوبی بود برایم  و بعد از آن هم از زمانی  که اینجا هستم تلاش کردم که بیشتر مطالعه کنم تا خود را به آن فهم برسانم تا وقتی داخل کارزار سیاسی سویدن می‌شوم، شناخت خوبی از ساختار فعالیت و رقابت حزبی داشته باشم که در حال حاضر فکر می‌کنم آمادگی لازم را دارم.

از تجربه‌های کار سیاسی در افغانستان بگویید که چه‌ها آموختید؟ و در رابطه با فعالیت‌های اخیرتان در سویدن؛ فاصله ابعاد سیاست در افغانستان تا سویدن چقدر است؟

یک نکته که برای من قابل مقایسه نیست، این است که در این جامعه همه چیز بر اساس قانون است. احزاب در چارچوب قانون فعالیت خود را دارند، همه موضوعات بر اساس قانون طرح‌ریزی و پیش‌برده می‌شوند که متأسفانه ما این مسئله را در داخل افغانستان نداریم. ولی یک نکته را باید بگویم که تجربه سیاسی ۱۳ ساله من در افغانستان، رفتن به لایه‌های متخلف تجربه، واقعا مرا به ساختن یک هدف مستحکم بسیار کمک کرد. چون در اینجا من تلاش دارم صدایی برای جامعه تازه‌وارد باشم. فکر می‌کنم مدغم شدن تجربه آسیایی را که من دارم با امکاناتی که در اروپا وجود دارند، اینها باهم یک دیدگاه خاص را ایجاد می‌کنند. من فعلا این دیگاه را دارم و تلاش می‌کنم که به صورت مثبت و مفید در جامعه پیاده بسازم. به دلیل این‌که اینجا جامعه‌ای است که مردم آن به همه‌چیز رسیده‌اند، اما ما جامعه‌ای هستیم که داریم خود را می‌رسانیم. همین تلاش و تجربه‌ای که ما در هر دقیقه در افغانستان کسب می‌کنیم، ارزش بسیاری دارد و می‌تواند در فرصت ایجادشده پیاده شوند.

فعالیت در راستای حقوق زن، بخش مهمی از کارنامه سیاسی شما بوده است. اما حالا بیشتر، دغدغه جامعه تازه‌وارد در دنیای مهاجرت را دارید. آیا طرز تفکر و باورهای خانم رفعت تغییر کرده است؟

فکر می‌کنم که این دغدغه در من حل نشده و مقداری از این جامعه تازه‌وارد را زنان و دختران تشکیل می‌دهند که اینجا هستند. به دلیل همان ساختاری که در جامعه افغانستان داریم و مهاجرت‌های اجباری که در ایران داشتند، به نحوی در محدودیت قرار گرفتند و ترس از این‌که بتوانند بیرون بیایند، بتوانند استعدادهای خود را تبارز بدهند و ترس از این‌که بتوانند موفق شوند در ذهن‌شان وجود دارد. زمانی که من صحبت از جامعه تازه‌وارد می‌کنم، از دو بعد می‌خواهم که تمرکز داشته باشم. تلاش من این است که تبدیل به یک الگوی مثبت شوم و به زنان این انگیزه را بدهم که دوشادوش مردان قرار گرفتن و حل کردن مشکلات اساسی، از آنها چیزی را نمی‌کاهد بلکه می‌بایست برای نسل آینده این پیام را داشت که با الگوبرداری مثبت به قضیه بپردازند و دیدگاه‌های انسانی را معیار خود قرار دهند.

از دشواری‌های کارتان در افغانستان بگویید؛ چرا ادامه ندادید و قصد مهاجرت کردید؟

خیلی سخت بود زمانی که تازه آغاز کرده بودم و وارد پله‌های سیاسی شده بودم، چالش‌های بزرگی وجود داشت. همیشه در افغانستان مشکل بزرگ این است که دیدگاه انسانی نیست، بلکه دیدگاه جنسیتی است؛ ما در افغانستان جنس اول و جنس دوم داریم. از همین رو، اینکه یک جنس دوم بتواند خود را مطرح بسازد و در یک جامعه به شدت سنتی بتواند در سطح رهبری قرار بگیرد، خودش یک چالش بسیار بزرگ است و نیاز به فداکاری و وقت بسیار زیاد دارد. مشخص است که برای من وقت بسیار زیادی را در بر داشته است.

یک خوشبختی بسیار بزرگ این بود که وقتی جلب توجه صورت گرفت، باعث شد تا مردم، چه در سطح ولایت و چه بیرون از آن، به من اعتماد پیدا کنند. همین مسئله باعث زمینه‌سازی برای سایر زنان می‌شود تا به آنان نشان دهیم درست است که آمدن در کارزار سیاسی و بیرون شدن در جامعه سنتی نیاز به قربانی دارد، ولی بی‌نتیجه نمی‌ماند.

رشد خانم‌ها در افغانستان طی سال‌های پس از کنفرانس بن را چطور ارزیابی می‌کنید؟

اگر به چند سال اول برویم و در سال ۲۰۰۲ به قضیه بپردازیم، در ابتدا ما دستاوردهای بسیار خوبی داشتیم و روند به‌صورت طبیعی آغاز شد. اما متاسفانه بعد از سال ۲۰۰۶ چالش ها هر روز افزوده می‌شد. حضور زنان در عرصه سیاست افغانستان، بزرگترین دستاوردی است که جامعه بین‌المللی می‌تواند به آن تکیه کند. اما اکثریت دستاوردهایی که ما از سال ۲۰۰۲ شروع به ساختن‌اش کردیم تا ۲۰۰۶، اینها تبدیل به دستاوردهای غیر منکشف شد. به عنوان مثال، محدود شدن فعالیت‌های سیاسی زنان. ما پارلمان را داشتیم و امیدوار بودیم که در سطح شوراهای بین‌المللی برجسته شود و در سطح ولایات و والی‌ها و ولسوالی‌ها و شهرداری‌ها حضور زنان را داشته باشیم و بر اساس همان پلان هم قرار بود حضور زنان تا سال ۲۰۰۸ به ۲۷ درصد برسد. اما می‌بینیم که ما عقب‌گرد داریم. دلیل چنین عقب‌گردی برای قشر زنان سیاسی جامعه افغانستان نیز مسائلی همچون موضوعات امنیتی و زدوبندهای سیاسی بوده‌اند.

در جامعه افغانستان بعد از ۱۶ سال توافقات بن، پرداختن به موضوع زن پرداختن به یک موضوع جانبی است نه اصلی، به همین دلیل زنی که سیاستمدار است یا باید مبارزه کند و همیشه در حالت افت‌وخیز پیش برود و یا مجبور است که اطاعت کند و به عقب برود. اما این محدود است و چون ساحه تنگ است و زمینه‌ها به‌صورت درست ساخته نشده‌اند، باورم بر این است که یک تعداد کمی تلاش می‌کنند؛ و با اکثریت بیشتر به شکل سمبلیک رفتار شده و زمینه‌های رشد برای‌شان کمتر داده می‌شود. این‌که بتوانند این زنان را در ردیف اول قرار بدهند، آن ذهینت هنوز به طور درست در جامعه افغانستان نهادینه نشده و این جای تأسف است.

در رابطه با موثریت حضور زنان در جامعه افغانستان، چرا انتقاد حضور سمبلیک زنان اینقدر پر رنگ است؟ به گونه مثال، اکثر چانه‌زنی‌های قدرت میان مردان صورت می‌گیرد و مذاکرات با گروه‌های شورشی نیز در فضایی کاملا مردانه انجام می‌شوند!

دو حالت دارد؛ اول این‌که اگر ما مشخصا سر پروژه صلح در افغانستان صحبت کنیم -من متأسف هستم که نمی‌توانم آن‌را پروسه بگویم، چون پروژه است- دیدگاه‌هایی که زنان می‌خواستند مطرح کنند، به نوعی نه این‌که طرف مقابل که بر مذاکره می‌نشیند آنها را به چالش می‌کشاند، در اصل به چالش کشیدن اشخاص مذاکره‌کننده که از طرف دولت و یا از طرف خود مردم افغانستان می‌روند آن‌ها را هم به چالش می‌کشانند. این ذهنیت در جامعه افغانستان و در بین سیاسیون مرد افغانستان هنوز جا نیفتاده که قبول کنند دانشی که یک زن دارد کافی هست برای این‌که بتواند در این پروژه‌ها شامل شود.

دوم، موضوع مشکل کلان در افغانستان، تطبیق قانون است. حمایت نادرست از خانم‌ها است و در ضمن، نبود فرصت‌هایی برای رشد خانم‌ها در چارچوب سیاسی در افغانستان است. اکثر زنان، علاقمند به زدوبندها نیستند، علاقمند به تمکین نیستند و معلوم‌دار است که در شرایط فعلی و چارچوب سیاسی که در افغانستان ساخته شده، همه چیز بر اساس زدوبندها و تمکین است. بعضی که می‌روند و شامل زدوبند می‌شوند، ما او را نمی‌توانیم که خانم سیاسی یاد کنیم و نمی‌توانیم او را خانم مبارز لقب بدهیم. کسانی هم که وارد این زدوبندها نمی‌شوند -چون در اقلیت وجود دارند- آنها قابل‌قبول نیستند و زمینه برای‌شان ساخته نمی‌شود. برای همین است که هنوز هم یک چالش بزرگ است و این چالش ادامه پیدا خواهد کرد، اگر قانون همین باشد و پیاده کردن قانون به همین شکل باشد و اگر رهبران حکومت ما با همین دیدگاه بخواهند ادامه دهند.

دورنمایی که برای خانم‌های افغانستان که علاقمند کار سیاسی هستند چیست؟

خواست من از تمام بانوان افغانستان این است که خوب است اول ما متعقد باشیم و اعتماد کنیم به خود. نکته اول در پیروزی، خواستن است؛ خواستن توانستن است. باور من این است که اگر زن افغانستان بر خود اعتماد پیدا کند و زن افغان بخواهد که از راه دانش و از راه اعتماد‌به‌نفس کامل به قضایا بپردازد، سختی‌ها پایان می‌یابد و ما می‌توانیم  در یک جهت مثبت، قدم‌های استوار بلند کنیم.

برای شرایط امروز داخل افغانستان، هر لحظه‌اش یک چالش است. برای زنی که می‌خواهد سر بلند کند، برای زنی که می‌خواهد مستقل باشد و زنی که می‌خواهد مبارزه کند، هر نقطه‌اش یک چالش است. ولی خوشبختی این است که دنیای مجازی امروز به نحوی توانسته فرصتی ایجاد کند برای تحکیم ارتباط در گوشه‌گوشه مختلف دنیا و توانسته که حلقه‌ها را محدودتر کند. خوب است که ما از این فرصت استفاده کنیم. همچنین یکی از چالش‌های عمده در طول ۱۶ سال در جامعه افغانستان این بوده که اگر ما نگاهی داشته باشیم به پروژه‌های متعددی که به خاطر تأمین حقوق زنان در افغانستان پیاده می‌شود، یکی از دلایلی که این پروژه‌ها نتوانسته‌اند موفق باشند این است که بیشتر یک‌جانبه بوده؛ یعنی ما تمرکز کردیم به یکی از اقشار جامعه و یک‌جانبه خواستیم که این‌ها را از حقوق‌شان و مزایایی که در جامعه برخوردار هستند، واقف بسازیم. این خودش یک نقص است. اگر ما تلاش داریم به آگاهی‌دهی عامه، سواد و دانش بپردازیم، این تلاش باید همه‌جانبه باشد. ما در جامعه نیاز به فرهنگ اجتماعی و آموزش اجتماعی داریم، تا این‌که بخواهیم تمرکز بر تبلیغات سیاسی و حرکت‌های نمادین داشته باشیم.

شما از حامیان انتخاباتی رئیس‌جمهور غنی بودید. وی اولین رئیس‌جمهور افغانستان است که با همراهی بانوی اول در عرصه سیاست حاضر می‌شود. اقدامات موثر آقای غنی در رابطه با زنان چه بوده از نظر شما؛ همچنین انتقادی که اخیرا بر وی وارد شد را هم به یاد داشته باشیم نسبت به سخنی که خطاب به مخالفین سیاسی‌اش گفت اگر حرف‌تان را ثابت نتوانستید، بروید «چادر بپوشید».

من متأسف بر این هستم که رئیس‌جمهور از آخر شروع می‌کند. با وجودی‌که رئیس‌جمهور یک تیم خوب مطبوعاتی را داشتند و قلم به‌دستان خوبی در چهار طرف‌شان بودند، از روزی که به ارگ رفته‌اند و محدود ساختن‌شان در حلقه یک تعداد افرادی که متأسفانه مورد قبول مردم قرار گرفتند.  ادبیات رئیس‌جمهور، لفظ ادبیاتی است که زیبنده یک رئیس‌جمهور نیست و نشان‌دهنده این است که چقدر ایشان در یک ضعف و یک خلاء فکری به سر می‌برند. فکر می‌کنم که هدیه کردن یک چادر به خود، پایین آوردن سطح احترام نسبت به حضور زنان در جامعه افغانستان است که امیدوار هستم تکرار نشود.

متأسفانه فعلا ]حزب[ حق و عدالت وجود ندارد. این حزب تا رفتن رئیس‌جمهور به خود ریاست‌جمهوری و جایگزین شدن مشاور شورای امنیت تا آن وقت وجود داشت، اما بعد از آن متأسفانه با زدوبندهایی که صورت گرفت و دولت ائتلافی‌ای که به‌وجود آمد، این حزب را هم متأثر ساخت. گزینش‌هایی که از چوکات این حزب صورت گرفت تا بعضی از اعضای آن در ساختار حکومت مقرر شوند، که این گزینش‌ها مبتنی بر دیدگاه‌های قومی بود، به همین خاطر چیزی از حزب باقی نماند؛ حزبی که جایگاه بسیار خوبی در بین مردم افغانستان باز کرده بود، امروز وجود ندارد.

می‌ماند صحبت از حضور بانوی اول. تقدیر می‌کنیم از نخستین بار که بانوی اول را در کنار رئیس‌جمهور داریم. خواهش ما این است که نقش بانوی اول یک نقش برازنده باشد؛ ولو این‌که مسئولیت و کارهای بانوی اول در قانون تعریف نشده است. خواهش ما این است که به جای کارهای تبلیغاتی، حضور بانوی اول موثر باشد تا زنان بتوانند یک چارچوب و یک اجماع پیدا کنند و در پیشرفت افغانستان گام‌های موثری را بردارند. امیدوار هستم که رئیس‌جمهور به این اعتقاد برسد که از حضور بانوی اول، فقط برای پر کردن یک صفحه نه، بلکه از حضورشان و دانشی که بانوی اول دارد به خاطر جمع کردن ایده‌های حضور مثبت زنان و سهم‌گیری همه‌جانبه زنان در عرصه‌های مختلف به حیث نماینده‌شان استفاده کنند.

برنامه‌های آینده‌تان در سویدن چیست؟ شما کار سیاسی در دو جهان متفاوت را تجربه کرده‌اید؛ جهان سوم، افغانستانی مملو از جنگ و آنارشیزم و جهان توسعه‌یافته با حاکمیت قانون.

امیدوار هستم در راستای هدفی که فعلا تعیین کردم، تا چهار سال آینده بتوانم به پارلمان سویدن راه پیدا کنم. در جامعه سویدن، با تمام مزایایی که برای تازه‌واردین ایجاد شده، اما هنوز هم بیشتر شناخت‌ها از اینجا سطحی‌اند. تلاش من این است که از اندیشه‌های تازه و تجاربی که تازه‌واردها دارند جریان پیدا کنند و ما بتوانیم در پیشرفت و ساختن این جامعه از نیرو و دیدگاه مثبت تازه‌واردان کار بگیریم. همچنین یک نکته مهم این است که جامعه بین‌المللی، نیروهای متخصص به افغانستان می‌فرستند. ما امیدواریم که بتوانیم کادرهای متخصصی ایجاد کنیم که برای خدمت به کشور خودمان بتوانند مصدر خدمت واقع شوند.

روح‌الله حقجو و نازنین شفایی

برچسپ

خبر های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

بستن