fbpx
اسلایدافغانستاندیدگاهگزارشمصاحبه

عسکر موسوی: برای حل بحران هویت‌ ملی قانون اساسی باید بازنویسی شود

خبرگزاری یاش: بحث توزیع شدن و یا نشدن تذکره الکترونیکی در این روز‌ها باعث افزایش تنش‌های مبتنی بر قومیت در کشور شده است. در حال حاضر جریان‌ها و شخصیت‌های سیاسی از اقوام مختلف، اخطارهایی را به آدرس یکدیگر می‌فرستند و گویا نقطه پایانی بر این معضل دیرینه وجود ندارد.

مردم از این وضعیت رضایت ندارند و خواهان حل این بحران هستند. آگاهان بر این باورند که دوام اختلاف‌های سیاسی و قومی، مثل موریانه ستون‌های حاکمیت دولتی را خورده و به تلاش‌های جهانی برای مبارزه با تروریزم و حمایت از نیروهای امنیتی افغانستان، صدمه‌ جدی وارد خواهد نمود.

داکتر سید عسکر موسوی، دکترای انسان‌شناسی از دانشگاه آکسفورد، در مورد علل عدم موفقیت ما در دولت-ملت شدن و دست نیافتن به یک هویت ملی همه شمول، می‌گوید: «بحث ملت شدن یک بحث جهانی است و کسانی که به سوی دولت-ملت شدن پیش رفته اند، دارای یک اندیشه مدرن بوده اند. اما در افغانستان منظور ما از بحث ملت شدن یک فرایند همه‌شمول نبوده است بلکه تحمیل یک هویت ساختگی، تک‌هویتی و یا خرده‌هویتی قومی بوده است بر دیگران». 

آقای موسوی با اشاره به تدوین ماده چهارم قانون اساسی که در آن آمده است بر هر فرد از افراد ملت افغانستان کلمه افغان اطلاق می‌شود، می‌گوید: «صددرصد که تدوین این ماده از قانون اساسی یک عمل ناآگاهانه نبوده بلکه تدوین‌گران، از روی آگاهی کامل، این ماده از قانون را تنظیم کرده‌اند. فاشیزم قومی در افغانستان داستان جدیدی نیست. نطفه این قضیه درست در زمانی که بنا بود این حرف‌ها نباشد و ما به سوی مدرن شدن و ملت شدن پیش برویم در سال ۱۹۲۰ در دوره شاه امان‌الله خان بسته شد.»

وی تصریح می‌کند: «از آن به بعد وضع بدتر شده است. در حالی که زمان و جهان تغییر کرده، ما هنوز هم با اندیشه‌های کهنه، شکست خورده و رو به گذشته دچار هستیم. در این جای شکی نیست که معنای پشتون و افغان یکی است. اگر بنا باشد که افغان هویت همه‌گانی و همه‌شمول باشد، نباید از واکنش دیگران در برابر آن و قبول هویت‌های دیگر مقاومت ‌کنیم».

این استاد دانشگاه و پژوهشگر، با بیان این‌که تمام اسناد و مدارک افغانستان از قدیم به زبان فارسی بوده می‌گوید: «بحث فارسی بحث قومی نیست، بلکه بحث پشتو بحث قومی است. فارسی، زبان ازبک‌ها هم است و آنان هزار سال به این زبان و فرهنگ خدمت کرده‌اند. زبان فارسی زبان قومی نیست و می‌توانیم بگوییم که بیش از ۸۰ درصد مردم افغانستان به زبان فارسی صحبت می‌کنند».

به باور وی، افغان به یکی از اقوام ساکن در سرزمین افغانستان گفته می‌شود که با زبان پشتو صحبت می‌کنند. افغان اسم قوم خاصی است و پشتو اسم مترادف آن است.

آقای موسوی می‌افزاید، نخبگان سیاسی پشتون ادعای اکثریت قومی‌ را در افغانستان داشته و بر اساس آن همواره حاکمیت سیاسی کشور را متعلق به خود می‌دانند. اگر نفوس کشور سر شماری و بر‌اساس تفکیک قومی‌ روشن گردد، این ادعا باطل می‌گردد؛ هرچند بحث اکثریت در اقلیت از اساس باطل است.

داکتر سید عسکر موسوی

این استاد دانشگاه معتقد است که سیاست‌های غلط دولت، نقش زیادی در افزایش تنش‌ها دارد. به گفته او منبع و منشأ مسأله قوم‌گرایی نه پشتون‌ها، بلکه الیت پشتونیست‌هاست. باید این دو مسأله را از هم جدا ساخت. الیت پشتونیست‌ها یعنی جمع حاکمیت سیاسی کوچکی از پشتون‌ها که بر کابل تسلط داشته اند و تا هنوز دارند. این سیاست همین گروه است و سیاست جمعیت میلیونی پشتون‌ها نیست.

داکتر موسوی می‌گوید ما باید بین الیت پشتونیست‌ها و پشتون‌ها فرق قائل شویم. وی می‌افزاید، متأسفانه بی‌سوادی در بین جمعیت پشتون‌ها در افغانستان در سطح بالایی قرار دارد. در کنار بی‌سوادی، فقر اقتصادی هم بیداد می‌کند که این نتیجه مستقیم نگاه برتری طلبی پشتونیست‌ها-به‌خصوص پشتونیست‌های کابل- است.

او با اشاره به این‌که منشأ فساد همین الیت پشتونیست‌ها است، تصریح می‌کند که آنان می‌گویند اگر هویت برتر مرا قبول نکنید من هم هویت شما را قبول نمی‌کنم.

آقای موسوی می‌گوید، ما در حدود ۴۴ هویت قومی در کشور داریم که از این ۴۴ هویت تنها ۱۴ هویت آن در قانون اساسی آمده که مثلا در تذکره الکترونیکی ذکر می‌شود. از این رو زمانی که شما بخواهید تذکره الکترونیکی بگیرید باید یکی از این ۱۴ هویت را استفاده کنید. در حالی که از لحاظ قانونی کسی حق ندارد هویت خود را بر دیگری تحمیل کند؛ نه یکی و نه چهارده، و هویت هویت است و شماره برادر خورد و بزرگ ندارد. از این‌رو، اگر ما با این قضیه صادقانه برخورد نکنیم، این زخم ناسور باعث خواهد شد که وضعیت در آینده نیز بدتر شود.

به باور وی، رسیدن به هویت ملی همه‌شمول برای تمام اقوام ساکن افغانستان باعث خواهد شد تا زمینه‌های رشد شکاف‌های قومی-منطقه‌ای که باعث تعارضات می‌گردد، از بین رفته و کارکرد خرده‌سیستم‌ها، در همسویی با اهداف کلی سیستم حرکت کرده و توسعه اجتماعی را به‌دنبال خواهد داشت.

این استاد دانشگاه، در پاسخ به این سوال که آیا چالش حل نشدن هویت ملی، مشخصا در فقر اجتماعی-فرهنگی خود ما است و یا عوامل خارجی نیز دارد، می‌گوید: «مشکلی که باعث شده تا چالش هویت ملی ما تا امروز حل نشود، فقر سیاسی-فرهنگی ما است». او ادامه می‌دهد، این کاملا اشتباه است که ما همیشه خارجی‌ها را مقصر بدانیم. این‌که ما تقصیر را به گردن خارجی‌ها بیاندازیم، فرار از ضعف‌های داخلی خود ما است.

او می‌گوید، از سال ۱۸۸۰ که این کشور شکل گرفته تا کنون خارجی‌ها همیشه در کشور ما حضور داشته اند و دلیل حضور آنان، نبود اتحاد در داخل کشور خودمان بوده است. ما در داخل کشور خود نزاع‌ها را حل نکرده ایم، از همین رو ما خودمان دریچه های دخالت خارجی‌ها را در امور داخلی خود باز می‌کنیم.

داکتر موسوی همچنین می‌گوید: «در حال حاضر تمام قضایا ریشه قومی دارد. ساختار دولت را اگر ببینید قومی است؛ یک پشتون در بالا و یک هزاره در یک طرف و یک ازبک در یک طرف دیگر. در هیچ جای دنیا ساختار یک دولت به این شکل و بر پایه قومیت نیست».

به گفته او عنوان حکومت وحدت ملی برای این دولت، یک دروغ بیشتر نیست. چرا ساختار یک دولت نباید بر پایه فضیلت و توانایی صورت بگیرد، که بر اساس قومیت شکل‌دهی شود.

به باور این استاد دانشگاه، رفتار امروزه ارگ در کابل شبیه رفتار عبدالرحمان خان است. زمانی که به وزارتخانه‌ها و یا ادارات مراجعه می‌کنید، می‌بینید که کاملا قومی است و یک قوم در آنجا جا خوش کرده است. حتی اطراف آقای غنی را هم یک قوم مشخص فراگرفته است.

وی خاطر نشان می‌سازد که اگر ما یک ماده قانون اساسی را که هر نوع تبعیض و امتیاز بین اتباع افغانستان را ممنوع قرار داده است، صادقانه اعمال کنیم، بسیاری از مشکلات حل می‌گردد. ما باید به طرف اندیشه‌های باز و همه‌شمول حرکت کنیم و ذهنیت و اندیشه خود را جهانی در نظر بگیریم. زیر نام افغانستان به غیر از جنگ و خونریزی چیزی دیگری نداریم. بسیاری از کشورها و شهرها نام‌شان را تغییر داده اند و هیچ مشکلی نیز بوجود نیامده است، ما هم می‌توانیم چنین کنیم.

داکتر موسوی می‌گوید بازنویسی قانون اساسی یکی از راه‌هایی است که ما بتوانیم از بندهای هویت تک‌قومی رهایی پیدا کنیم.

از دیدگاه وی، در قانون اساسی نشانه‌های فاشیزم قومی بسیاراست. موسوی اذعان می‌دارد، ما باید خود را از زندان‌های تنگ سنتی، عنعنوی و قومی رها سازیم. ما می‌توانیم با هویت فراگیر قومی به طرف هویت ملی برویم به این مفهوم که یک اسم فراگیر پیدا کنیم و همان اسم را در تذکره الکترونیکی بگنجانیم، و گرنه با تکرار تجربه‌های ناکام گذشته، به غیر از در جا زدن‌ها و پسمانی‌ها، شکست‌های بیشتر و احتمالا از هم پاشیدگی نهایی، نصیب دیگری نخواهیم داشت.

نازنین شفایی

برچسپ

خبر های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

بستن