fbpx
اسلایدافغانستانبرگزیدهدیدگاه

انتقاد «مسلمیار» ریشه در کجا دارد؟

روح‌الله حقجو

معاون دوم ریاست اجرائیه در اجلاسی در تهران، با اشاره به نابودی داعش در سوریه، از نیروهایی که در این پیروزی سهیم بودند ابراز قدردانی نمود. این قدردانی که نیروهای فاطمیون را نیز در بر می‌گرفت، در افغانستان موجی از انتقاد از سوی برخی شخصیت‌ها و حلقات ایجاد کرد.

از جمله کسانی که در این انتقادها پیشتاز بود، فضل هادی مسلمیار، رئیس مجلس سنا بود که اظهارات آقای محقق را «شرم‌آور» و حتی در حد «خیانت ملی» خواند. برخی از اعضای مجلس نیز انتقادهایی را به آدرس معاون ریاست اجرائیه ابراز کردند.

آقای محقق در واکنش به این سخنان در صحبت با رسانه‌های بین‌المللی تأکید نمود که با توجه به حملات خونین داعش در افغانستان و کشورهایی مثل سوریه و عراق، هر نیرویی که در مقابل این گروه برزمد، او از آنها قدردانی خواهد کرد.

همچنین وی در صفحه فیسبوک خود نوشت، بعضی از کسانی که از او انتقاد می‌کنند، به «همکاری با داعش متهم‌اند» و شکست داعش به مزاج‌شان خوش نمی‌آید. معاون ریاست اجرائیه مشخص نکرده است که چه فرد یا گروهی از منتقدین، در تیررسِ این سخن او هستند.

این اولین باری نیست که اتهام حمایت از داعش و دیگر گروه‌های هراس‌افکن در افغانستان، به مقامات دولت زده می‌شود. آقای مسلمیار که گویا هدف حمله فیسبوکی معاون ریاست اجرائیه قرار گرفته است، پیش از این نیز در مجلس نمایندگان تحت آماج چنین حملاتی قرار گرفته بود.

دو سال قبل لالی حمیدزی، در یکی از نشست‌های عمومی مجلس نمایندگان گفت: «نیروهای امنیت ملی، خانه یونس برادر فضل هادی مسلمیار، رئیس مجلس سنا، که فرمانده پولیس نظم عامه هم است را محاصره کرده‌اند و ۳ ساعت اجازه ورود به این نیروها داده نشده و بعد از ۳ ساعت، زمانی که منسوبان امنیت ملی داخل خانه می‌شوند، مسئول انتحاری‌ها در ننگرهار از خانه او فرار کرده‌اند».

البته پیش از این گفته‌ها نیز، اتهاماتی همچون انتقال و نگهداری انتحاری‌ها به رئیس مجلس سنا زده شده بود، اما آقای مسلمیار همیشه این اتهامات را رد کرده است.

در رابطه با معضلی تحت نام ستون‌پنجمی‌ها و دست‌هایی در نظام که حامی گروه طالبان و یا داعش هستند، بارها سخن گفته شده است. ۳ سال قبل در محفل گرامی‌داشت از خروج نیروهای شوروی پیشین، عبدالرب سیاف، از چهره‌های مطرح جهاد و سیاست کشور، از جاسوسانی در درون نظام یاد کرد.

آقای سیاف گفت: «بیانیه‌های ملاعمر (رهبر پیشین گروه طالبان) در همین وزیر اکبر خان نوشته می‌شود. جاسوسان زیر ریش ما نشسته‌اند». او در همین محفل افزود: «موترهای شیشه سیاه گران‌قیمت، از محمدآغه و ریشخور، انتحاری‌ها را به کابل می‌آورند».

وقتی کسی مثل آقای سیاف تا این حد اطلاعات دارد که چه کسی و در کجا اطلاعیه‌های گروه طالبان را نوشته و منتشر می‌کند، و یا این‌که انتحاری‌ها از چه نقطه‌ای و از چه طریقی وارد کابل می‌شوند، چطور ممکن است تصور کنیم که نهادهای کشفی و استخباراتی دولت از جریان این تحرکات بی‌خبر می‌مانند. قطعا دو حالت دارد؛ یا این‌که نهادهای کشفی ما در خواب غفلت‌اند، یا این‌که خیلی‌ها در این نظام با گروه‌های تروریستی هم‌دست‌اند و به اصطلاح، عضوی از ستون‌پنجم دشمن هستند؛ احتمالا این ستون پنجمی‌ها از شکست تروریست‌ها ناراحت می‌شوند.

همچنین در رابطه با انجنیر کمال صافی، نماینده مردم قندوز در پارلمان، گفته می‌شود که او روابط نزدیک با پاکستان دارد. ۲ سال قبل زمانی که ولایت قندوز به دست طالبان سقوط کرد و پرچم این گروه پس از ۱۴ سال در مرکز این شهر برافراشته شد، رسانه‌ها از جنایات متعدد این گروه بر مردم شهر قندوز پرده برداشتند.

عفو بین‌الملل، طی گزارشی از جنایات طالبان به نقل از مدافعان حقوق بشر گفت، ملیشه‌های این گروه یک لیست با خود داشته و از پسران برای تلاشی خانه‌به‌خانه استفاده کرده‌اند تا افراد مورد نظر خود به ویژه زنان را پیدا کنند. در این گزارش، جنگجویان طالبان متهم شدند که بر وابستگان زن فرماندهان پولیس و سربازان، تجاوز جنسی کرده و اعضای خانواده آنها به شمول اطفال را به قتل رسانده‌اند.

حوریه مصدق، پژوهشگر امور افغانستان عفو بین‌الملل در یافته‌های این سازمان به «گزارش‌های متعدد و موثق از کشتار و تجاوز جنسی بر علیه باشندگان شهر» یاد کرد و همچنین ارگ ریاست‌جمهوری با بیان این‌که «طالبان بر نوامیس و عزت مردم تجاوز کرده‌اند»، با این قربانیان ابراز همدردی نمود.

آقای صافی، در عین حالی که چنین گزارش‌های دردآور از جنایات طالبان بر مردمی که از آنها نمایندگی می‌کرد وجود داشت، در صحن علنی مجلس در حمایت از گروه طالبان می‌گفت که ارتکاب تجاوز جنسی توسط این گروه، دروغی بیش نیست.

جای سوال است که با وجود شواهد و مدارک مبنی بر حمایت علنی و پنهانی چهره‌های متعدد در نظام، نه هیچ کسی بازخواست و نه محاکمه نشده است، اما ستایش معاون دوم ریاست اجرائیه از کسانی که داعش را نابود کرده‌اند، مصداق خیانت ملی خوانده می‌شود.

این مسائل نشان می‌دهند که هنوز هم در افغانستان، «منافع ملی» و «خیانت ملی» تعریف مشخصی ندارد. در حال حاضر این مفاهیم صرفا بر اساس قومیت، تبار و وابستگی به جناح‌های سیاسی است که تعریف پیدا می‌کنند.

تا زمانی‌که وجود این دست‌ها از دسترخوان نظام دور نشوند، بحران افغانستان و مصیبت‌های مردم همچنان لاینحل باقی خواهد ماند. مشکل افغانستان نه با هیاهوها و پلان‌های تیمی، که از گذر به محاکمه کشانیدن کسانی که با تروریزم همدست‌اند و دامن‌شان به خون مردم آلوده است، حل خواهد شد؛ نه انتقاد از کسانی که از شکست داعش ستایش کرده‌اند.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

بستن