fbpx
اسلایدافغانستانبرگزیدهترجمهدیدگاهسیاست

تحلیل سیاست خارجی امریکا از سخنرانی‌های سه مقام بلند‌‌‌‌پایه آن کشور در قاهره

منبع: الجزیره/ جو مکرون

خبرگزاری یاش: در خلال دو دهه، سه مقام بلندپایه امریکایی به قاهره سفر کردند و در مورد سیاست‌ خارجی امریکا در خاورمیانه سخن گفتند. هر کدام پالیسی‌های اداره قبلی‌شان را به باد انتقاد گرفتند، اما از تغییرات مثبت در منطقه خبری نبود.

در جون ۲۰۰۵ درست بعد از دو سال حمله بر عراق، کاندولیزا رایس وزیر خارجه امریکا در دانشگاه امریکایی قاهره سخنرانی کرد. در آن زمان حکومت‌های دیکتاتوری عرب از سقوط حکومت صدام حسین متاثر شده بود و جورج بوش مدعی بود که طلایه‌‌دار گسترش آزادی و دموکراسی در منطقه است.

کاندولیزا رایس به طور مفصل در‌‌ مورد آزادی و دموکراسی در خاورمیانه سخنرانی نمود و از شش دهه پالیسی امریکا در منطقه که «ثبات با هزینه دموکراسی» بود، انتقاد کرد. اما مدتی نگذشته بود که یکی از کار‌‌های اداره بوش، انتقال اجساد سربازان امریکایی از عراق که برای تامین امنیت آمده بودند، شده و این امر ادامه داشت.

سالها بعد روشن شد که تحقق آزادی و دموکراسی با میل تفنگ یک کار اشتباه بوده و‌ از طرف دیگر، دولت ایران از این خلاء استفاده کرد و به عنوان یک قدرت نظامی منطقه قد علم کرد.

دقیقا چهار سال بعد در جون ۲۰۰۹ رییس جمهور بارک اوباما در یک میزبانی مشترک دانشگاه الازهر و سایر دانشگاه‌های قاهره، سخنرانی متفاوتی را ارایه کرد که بعدها منتقدینش آنرا «سفر عذرخواهی» امریکا از رفتار نامناسب اداره بوش عنوان کرد.

اوباما دو هدف در ذهن داشت: خودداری از صحبت در مورد اختلافات شیعه و سنی که یک طرف قضیه همیشه تهران قرار می‌گیرد و دسترسی به صلح بین فلسطینی‌ها و اسراییلی‌ها؛ دو موضوعی که در تضاد هم قرار دارند.

بعد از حمله به عراق، ایران به عنوان یک قدرت منطقه‌ای ظهور کرد که این امر باعث شد تا عربستان و اسراییل با هم به طور مستمر کار کنند تا جلوی قدرت ایران را بگیرند؛ از جانب دیگر با نادیده گرفتن تاثیرات ایران در فلسطین از سوی امریکا، توافق صلح با فلسطینی‌ها نیز به جایی نرسید.

در چنین وضعیتی اوباما نیز نه تنها در آن دو هدفی که تعیین کرده بود ناکام ماند، بلکه بر خلاف تعهداتش که نوید یک «آغاز جدید» را داده بود، توسط هواپیماهای بدون سرنشین ایالات متحده در کشورهای اسلامی، بمب‌های زیادی ریخته شد که صدها نفر غیر نظامی قربانی گرفت.

یک دهه بعد، مایک پمپئو وزیر خارجه امریکا نیز به قاهره رفت و در مورد ابعاد عمده سیاست خارجی امریکا سخنرانی کرد. او اظهار نمود که «عمر شرمندگی خود ساخته امریکا به سر رسیده است» و از پالیسی‌های متناقض اوباما انتقاد کرد. در حقیقت آنچه را که او از سیاست خارجی اداره ترامپ بیان نمود در یک نگاه ژرف می‌توان گفت که تفاوت چندانی با پالیسی‌های دکترین اداره اوباما ندارد. مثلا پمپئو اوباما را از بابت جدی نگرفتن مسایل عراق ملامت کرد و گفت: درست زمانی که «امریکا عقب‌نشینی کرد، اغتشاشات ادامه یافت»؛ دقیقا چیزی که در حال حاضر در سوریه اتفاق می‌افتد.

بر اساس تصمیم عجولانه ترامپ، نیروهای امریکایی که در شمال شرق سوریه مستقرند، از آن کشور خارج می‌شوند. او همچنان از این پالیسی اداره ترامپ که «در پایان هر ماموریت» سربازان امریکایی باید از آن منطقه کاهش یابد، تمجید نمود و به کاهش نیروهای امریکایی درعراق از یک‌صد‌ و‌‌شصت و شش هزار به پنج هزار اشاره نمود.

البته این را نباید نادیده گرفت که خروج نیروهای امریکا از عراق به اساس دستور اوباما صورت گرفته بود. پمپئو همچنان یکی دیگر از نتیجه کارکردهای دکترین اوباما را فاش نمود که امریکا با توافق متحدین منطقه‌ای، در نبرد با داعش و حمایت دوستان منطقه‌ای در امر محافظت از مرزهای‌شان، بیشتر از حملات هواپیماهای بدون سرنشین استفاده نموده بود.

اما مسخره‌تر اینکه هدف از شکست تروریزم حالا با دو تصمیمی که اداره ترامپ اتخاذ نموده است، با چالش جدی مواجه خواهد شد. یکی اینکه با خروج نیروهای امریکا از سوریه، نیروهای دموکراتیک سوریه که از متحدین امریکا است تنها می‌ماند و به طور بالقوه در معرض تسلط ترکیه قرار خواهد گرفت و هدف‌شان را که مبارزه با داعش است، گم خواهد کرد.

دوم اینکه تصمیم ترامپ به لحاظ سیاسی در مواجهه با ایران است، چیزی که باعث شده نیروهای امریکایی درعراق در حال آماده باش باشند، اما از تمرکز مبارزه علیه داعش دور شود.

پمپئو با قاطعیت روی مخالفت اداره ترامپ با سیاست‌های ایران تاکید کرد و گفت: «ملت‌های خاورمیانه هرگز در صلح به سر نخواهد برد، به اقتصاد با ثبات دسترسی نخواهد داشت و یا به پیشرفت و ترقی که رویای مردم این منطقه است نخواهد رسید تا رژیم انقلاب ایران به این مسیری که روان است ادامه دهد».

به هر صورت، گرفتن جلو ایران به زعم ترامپ تحمیل فرمان‌های سخت علیه رژیم ایران است ولو اینکه سایر جوامع بین‌الملل همراهی نکنند. به نظر می‌رسد که در چنین وضعیتی واشنگتن و تهران هر دو به نفوذشان درعراق و لبنان ادامه خواهد داد.

وزیر خارجه دولت ترامپ از «تقویت مداوم بین شرکا و ایجاد ائتلاف جدید» نیز سخن گفت. در حالی که تعدادی از متحدین ایالات متحده از تعهدات فعلی آن کشور در منطقه احساس رضایت ندارند. نیروهای کُرد در عراق و سوریه از سوی اداره ترامپ تنها به حالت خودشان رها شد و در نتیجه عمل نکردن به تعهداتش، اکنون آنها زیر نفوذ مسکو و حتا زیر نفوذ تهران قرار خواهند گرفت.

بعضی کشورهای عرب نیز بر محور ضد ایران با اسرائیل پیوستند و ‌راه‌‌حل اداره ترامپ در مورد قضیه فلسطین را با عدم تمایل قبول کردند. از همین رو، با وجود تناقض در بخشی از صحبت‌های پمپئو، رئیس‌اش در قصر سفید نیز یکی از طرف‌های سخنانش بود. پمپئو قادر نبود تا این موضوع را به طور خصوصی بیان کند، بنابراین در محضر عام به ترامپ به یک شکلی پیام داد که خروج نیروهای امریکا از سوریه شبیه حرکت اوباما از عراق است؛ چیزی که به مذاق رئیس جمهور ترامپ خوش نمی‌خورد تا با همتای قبلی خود مقایسه شود.

منظور اصلی پمپئو هر چه باشد، اما سخنان او حاکی از یک نگرانی جدی است که اداره ریاست جمهوری ایالات متحده در تاریخ اخیرش بخاطر اتخاذ سیاست‌های خارجی هرگز چنین تحت فشار سیاست‌های منطقه‌ای و فشارهای داخلی نبوده است.

در حال حاضر پمپئو و مشاور امنیت ملی جان بولتون، تنها کسانی خواهد بودند که برای جلب رضایت رئیس‌شان به سیاست‌های خارجی ایالات متحده طوری که آنها موثر می‌پندارند، شکل خواهند داد.

ما حالا به زمان مبهمی رسیده‌ایم که در سیاست ایالات متحده، جان بولتون قهرمان جنگ عراق، تنها شخص با تجربه‌ای برای خروج آبرومندانه ایالات متحده از سوریه به نظر می‌رسد.

در این شرایط پمپئو و بولتون دشوار است که موفق شوند؛ طوری که هر دو اعتبارشان را در خاورمیانه از دست داده‌اند. هیچ رهبری یا مقام دولتی باور نخواهد کرد که آنها از طرف ترامپ سخن می‌گویند.

هر آنچه را که آنها در سال ۲۰۱۸ درمورد سوریه مهم و با اهمیت می‌دانستند با سخنرانی اخیر رئیس جمهور بی‌اعتبار گردید که ایالات متحده به ماندن در سوریه چندان دل‌چسپی ندارد.

به هر صورت، در حقیقت رئیس جمهور ترامپ در داخل و خارج در انزوای سختی قرار گرفته است و نمی‌توان با یک سخنرانی اصلاحیه توسط وزیر خارجه‌اش که د رقاهره صورت گرفت، از شدت این انزوا که از کارکرد‌‌های خودش بوجود آمده است، بکاهد.

مترجم: عزیزالله کریمی، دانشجوی مقطع ماستری رشته جامعه‌شناسی

دانشگاه جواهر لعل نهرو، هندوستان

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

بستن