fbpx
اسلایدافغانستانبرگزیدهدیدگاهفرهنگمصاحبه

«نخ قرمز به جای لبهایش»؛ رگه‌هایی از حسرت و رنج در زندگی زن افغان

خبرگزاری یاش: مجموعه داستانی زهرا نوری نویسنده افغان مقیم ایران تحت عنوان «نخ قرمز به جای لبهایش» با روایت مشکلات، دغدغه‌ها و زنانگی زن افغان اخیرا در انتشارات «پیدایش» تهران منتشر شد.

این مجموعه داستان با گویش دری و اصطلاحات رایج در افغانستان نوشته شده و کوشیده است به مسائل مرتبط به زن افغان بپردازد، اما در عین حال طوری که نویسنده می‌گوید، تمامی داستان‌ها را می‌شود فراجغرافیایی درنظر گرفت.

خانم نوری در گفت‌وگو با خبرگزاری یاش می‌گوید، کارش در داستان‌نویسی را به طور حرفه‌ای از سال ۱۳۹۲ آغاز کرده است.

او می‌افزاید: «زمانی که جنس زن را از نظر روحی، روانی و اجتماعی بیشتر شناختم، این مسئله تبدیل به یکی از دغدغه‌های من شد. بخصوص وقتی دیدم در جامعه افغانستان، انجمن‌های حامی زنان وجود دارند اما فعالیت جدی از آنها به چشم نمی‌خورد و همچنین به صورت جدی درباره زنان نوشته نمی‌شود».

این اولین مجموعه داستانی از این نویسنده است

زنان افغان؛ دنیای رنج و آرزوهایی دست‌نیافتنی

این مجموعه شامل ۱۱ داستان کوتاه پیرامون مشکلات زنان، حسرت و آرزوهای تحقق نیافته‌شان است.

شخصیت‌های محوری داستان‌ها نیز هر یک به نحوی در پی حل مشکل خود هستند و هرچه پیش می‌رویم، این مشکلات و رنج‌ها عمیق‌تر می‌شوند.

در بخشی از این کتاب در داستان «دلم یک مادر خوب می‌خواهد» آمده است: « دستی به بازوی دست چپم کشیدم. چیزی حس نکردم. مدت‌ها پیش، درست در خاطرم نیست، از مادر چیزی خواستم و صدایم را کمی بالا بردم. بعد از اینکه مرا گیر کرد، بازویم را محکم گرفت.

هنوز نمی‌توانم جای انگشت‌هایش را حس کنم. قاشقی را روی آتش داغ کرد و برای ثانیه‌ای روی بازویم ماند. اما همان هم کار خودش را کرد. هنوز دیدن جایش قلبم را می‌شکند. دلم می‌شد کالای تمام دخترها را در بیاورم و بدن‌شان را سیل کنم. آب دهانم را داخل گلویم راندم. چشم‌هایم را بستم تا نفس عمیق، کار بغضم را خلاص کند».

نوری در جلسه رونمایی مجموعه داستان «نخ قرمز به جای لبهایش»

بازتاب روایت‌هایی با گویش دری، در میان منتقدین ایرانی

با توجه به اینکه این اولین اثر داستانی به قلم نویسنده است، اما بازتاب خوبی در جلسات نقدی که پیرامون آن برگزار شده داشته است.

این نویسنده مهاجر افغان درباره نقاط قوت و ضعف کتابش می‌گوید: «پیش از چاپ شدن این مجموعه، اساتید ایرانی و افغانستانی داستان‌ها را خوانده و تایید کرده بودند».

اما او با اشاره به سلیقه متفاوت منتقدین می‌افزاید: «اما شنیدن نقد هر منتقد، خودش یک تجربه است و باعث یادگیری بیشتر برای من می‌شود».

خانم نوری در پاسخ به این سوال که به عنوان یک نویسنده مهاجر در ایران با مشکلاتی هم مواجه بوده است یا خیر، گفت: «به لطف خدا من تا حالا به مشکل برنخوردم. جلسات نقد کتابم هم از طرف نویسندگان و دوستان ایرانی برگزار شده و من از این بابت خوشحالم».

او تاکید می‌کند که در حال حاضر، روابط ادبی و فرهنگی میان ایران و افغانستان، بهتر از گذشته شده است.

روح‌الله حقجو

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

بستن