fbpx
اسلایدافغانستانترجمهدیدگاهسیاست

هند؛ مایه ترس و وحشت پاکستان در افغانستان

امریکن انترست/ اپارنا پاندی

در شامگاهی که مایک پومپئو، وزیر خارجه امریکا در اسلام‌آباد توقف و پس از آن رهسپار هند شد، وزیر اطلاعات پاکستان همان ادعای گذشته را دوباره تکرار و گفت پاکستان اطمینان می‌دهد که هند هیچ نقشی در بازی‌های افغانستان ندارد.

اشخاص دیگر ممکن است از ادعای پاکستان که حق تصمیم‌گیری این کشور در مورد این‌که چه کسی در افغانستان نقش مهمی ایفا کند، شگفت زده شده باشد. آیا حق تصمیم‌گیری درباره نوع روابط افغانستان با کشورهای بیرونی با افغان‌ها ارتباط ندارد؟

رهبران پاکستان اغلب ترس و توهم از حضور هند در مرز شمال غربی خود دارند و دلایل حمایت پاکستان از طالبان را نیز به آن ربط می‌دهند و همچنان مانع اهداف امریکا در افغانستان می‌شوند.

اگر هند در افغانستان نیرو مستقر کند یا یک پایگاه نظامی ایجاد کند، پاکستان آن وقت دلیل خوبی برای اعتراض دارد؛ اما مخالفت پاکستان در ارتباطات اقتصادی، فرهنگی و حتی آموزشی میان هند و افغانستان است که برای امریکایی‌ها درک آن آسان نیست.

سیاست پاکستان در قبال افغانستان ریشه در سیاست مستعمره‌ای بریتانیا دارد. بریتانیا افغانستان را به‌عنوان یک سپر بین امپراتوری آسیای مرکزی و امپراتوری خود در شبه‌قاره هند می‌دید.

سیاست خارجی افغانستان، در تمام بخش‌های کاربردی، تحت نظارت و ویتو بریتانیا بود. در اوایل آن دوره، حتی کارمندان دولت و جنرال‌ها در هند بریتانیایی، تعیین و تکلیف می‌کردند که چه کسی بر اریکه قدرت در کابل تکیه بزند.

از زمان استقلال در سال ۱۹۴۷، رهبران پاکستان در افغانستان نفوذ کرده‌اند و همانند قدرت استعماری سابق که اکنون هند از آن جدا و قدرت به پاکستان واگذار شده، برخورد می‌کند.

مقامات اسلام‌آباد خواهان داشتن حق تصمیم‌گیری در مورد این‌که چه کسی قدرت را در افغانستان اداره کند، هستند و همچنان از همسایه کوچکتر سمت غربی (افغانستان) خود می‌خواهند تا تابع تصمیم پاکستان باشد و این کشور را در اولویت قرار دهد.

دلایل ذکر شده پاکستان تأکید بر این دارد که افغانستان در حوزه نفوذ خود باقی بماند و همچنان ترس دارد که مبادا دولت کابل با هند متحد شود و پاکستان را تحت محاصره قرار دهد.

برخی از پاکستانی‌ها ادعا می‌کنند که هند حد فاصل را نپذیرفته و می‌خواهد دوباره پاکستان را از طریق پیشتیبانی افراد داخل کشور، برای برآورده کردن خواسته‌های خود تخریب کند و این افراد می‌تواند بنگالی، مهاجر، پشتون یا بلوچ باشد.

ترس واقعی که رهبران پاکستان را برانگیخته، قومیت‌های دارای مناسبات مشابه می‌باشد که ممکن است برخی از پاکستانی‌ها احساس وابستگی بیشتر نسبت به هندی‌ها و یا افغان‌های آن‌طرف مرز داشته باشد تا با قومیت‌ها و هم مذاهب‌های که در داخل پاکستان هستند.

این بیشتر یک ترس روانشناختی است تا به یک امر احتمالی جدی و به همین دلیل هیچ رضایت سیاسی یا مذاکره بین‌المللی از آن زمان تاکنون نتوانسته به آن پاسخ دهد.

پاکستانی‌ها ادعا می‌کنند که نمی‌توانند رأی افغانستان را در سال ۱۹۴۷ در سازمان ملل متحد علیه عضویت پاکستان در این سازمان فراموش کنند. بعضی از آنها می‌گویند که افغانستان بعدا اعتراض خود را لغو و پاکستان را به رسمیت شناخت و همچنان روابط دیپلماتیک کامل را با کشور جدید برقرار کرد.

به همین ترتیب، اسناد و مدارکی وجود ندارد که افغانستان طی چندین جنگ میان پاکستان و هند به جای دهلی جدید از اسلام‌آباد حمایت کرده باشد و همچنان هیچ‌گاه از آسیب‌پذیری‌های پاکستان بهره نبرده است.

استدلال پاکستان درباره رفتار گذشته افغانستان دلیل کمتری برای بهانه‌ گرفتن دستورالعمل تابع قرار دادن کابل از اسلام‌آباد است.

پاکستان با استفاده از یک منطق یا دیگر روش، به‌طور منظم در جستجوی یک رژیم طرفدار پاکستان در کابل است و اصرار دارد که افغانستان نباید روابط نزدیک با هند داشته باشد.

این نشان می‌دهد که پاکستان در دهه ۱۹۷۰ از گروه‌های اسلام‌گرا، در دهه ۱۹۸۰ از مجاهدین ضد شوروی و در دهه ۱۹۹۰ تا کنون از گروه طالبان حمایت کرده است.

رهبران پاکستان گاهی اوقات باورهای خود را بیان کرده و گفته‌اند که باید حق تصمیم‌ را داشته باشند که چه کسی قدرت را در کابل اداره کند.

جنرال ضیاالحق، دیکتاتور نظامی بلافاصله پس از پایان جهاد ضد شوروی در دهه ۱۹۸۰، اعلام کرد: «ما حق داشتن قدرت در کابل را به‌دست آوردیم که نسبت به ما بسیار دوستانه است».

این باور، نسبت به هر گونه اقدام در مورد هند، در قلب سیاست‌های پاکستان در قبال افغانستان قرار دارد.

از راهبردهای پاکستان در قبال افغانستان معلوم است که هر دولت در کابل در ابتدا با این کشور با خوش خلقی رفتار کرده و پس از مداخلات اسلام‌آباد-راولپندی از آن کشور اظهار تنفر می‌کند و برای ایجاد تعادل در رفتار بیرونی به دنبال دهلی می‌رود.

مقامات امنیتی پاکستان نیز تلاش کرده تا امریکایی‌ها را متقاعد سازد که هند در افغانستان خیانت می‌کند.

رئیس‌جمهور جورج دبیلو بوش، امیدوار بود که با برگزاری جلسه‌ای میان حامد کرزی، رئیس‌جمهور افغانستان و جنرال پرویز مشرف، اختلافات میان دو کشور را حل کند و همچنین دریابد که ترس‌های پاکستان از چه است که از واقعیت‌ها حمایت نمی‌کند.

به‌عنوان مثال، پاکستان در سال ۲۰۰۶ ادعا کرد که سازمان اطلاعات بیرونی هند (R&AW) با استفاده از ۲۴ کنسولگری خود، شورشیان بلوچ را در داخل افغانستان آموزش می‌دهد، هرچند هند همانند پاکستان ۴ کنسولگری در افغانستان دارد.

پس از چند سال پذیرفتن دروغ‌های پاکستانی‌ها در مورد نقش و ارزش‌های اساسی هندی‌ها در افغانستان، حتی امریکایی‌های طرفدار پاکستان نیز از حمایت این کشور دست برداشتند.

نظامیان زن افغان که برای آموزش‌های نظامی به هند فرستاده شدند

در سال ۲۰۱۶، ریچارد اولسن، نماینده ویژه امریکا برای افغانستان و پاکستان اظهار داشت که هند یک شریک حمایتی است و کمک‌های محدود اما مهم را در بخش نظامی برای افغانستان فراهم کرده است. اولسن گفته بود که هند تنها چهار کنسولگری دارد و پاکستان در مورد نفوذ هند در افغانستان بیش از حد مبالغه کرده است.

افغانستان و هند یک معاهده دوستی را در سال ۱۹۵۰ امضاء نمود و در آن زمان روابط استراتیژیکی و اقتصادی را بر مبنای روابط تاریخی و تمدنی ایجاد کردند.

بر خلاف پاکستان، هند از مشارکت در درگیری‌های داخلی افغانستان خودداری کرده است. هند در جهاد دهه ۱۹۸۰ علیه شوروی سابق، از هیچ یک از گروه‌های مجاهدین پشتیبانی نمی‌کرد.

این تنها در طول جنگ داخلی بود که در سال ۱۹۹۲ آغاز شد و هند با رهبران اتحاد شمال، از جمله احمدشاه مسعود و برهان‌الدین ربانی، ارتباط برقرار کرد و در پاسخ به آن، پاکستان از گلبدین حکمتیار و بعد از گروه طالبان حمایت می‌کرد.

بلافاصله پس از حمله ۱۱ سپتمبر، دهلی نو کمک‌های خود در کنار تلاش‌های بین‌المللی به رهبری امریکا در افغانستان آغاز کرد.

پس از آن جنرال پرویز مشرف، دیکتاتور نظامی پاکستان و مشاورانش گفتند که اگر دولت امریکا کمک پاکستان در افغانستان را می‌خواهد، باید حضور هند در این کشور را محدود کند.

با توجه به این‌که هند متحد طبیعی امریکا به شمار می‌رود و همچنین روابط کابل-دهلی پس از سقوط رژیم طالبان بهبود یافته، واضح است که هر عمل تعدیل کننده میان هند و پاکستان توسط واشنگتن پیش‌بینی شده و تاکنون پوشیده باقی نمانده است.

در همین حال، هند به بزرگترین کمک کننده منطقه‌ای در افغانستان تبدیل شده و از سال ۲۰۰۲ به این‌سو بیش از ۲ میلیارد دالر کمک کرده است. اما، با توجه به نگرانی‌های پاکستان، هند کمک‌های خود به افغانستان در سه بخش کلیدی، از جمله ساخت زیربناها، مراقبت‌های صحی و آموزش و پرورش محدود کرده است.

بند سلما در هرات، بزرگترین بند آب گردان در افغانستان می‌باشد که از سوی هند ساخته شد

هند برای نفوذ در افغانستان از قدرت نرم کار می‌گیرد. انجینرهای هندی بزرگراه‌ها، جاده‌ها و ساختمان‌های دولتی را ساخته‌اند؛ داکتران و پرستاران هند کلینیک‌هایی را در سراسر کشور اداره می‌کنند و همچنان این کشور بورس‌های تحصیلی را برای دانش آموزان افغان در آموزشگاه‌های درجه یک هند فراهم می‌کند.

افغان‌ها در دهه‌های گذشته در هند تحصیل کرده‌اند، از جمله حامد کرزی، رئیس‌جمهور پیشین کشور. از سوی دیگر، پاکستان تلاش دارد تا از طریق قدرت سخت در افغانستان نفوذ پیدا کند.

پس از امضاء توافق‌نامه همکاری استراتیژیکی، هند شروع به آموزش افسران نظامی و امنیتی افغان نمود و همچنان چهار چرخ‌بال نظامی نیز به افغانستان کمک کرد. این مهم نیست که پاکستان باور کند؛ اما هند به‌زودی نیروهایش را به افغانستان نمی فرستد.

امریکا فقط می‌تواند با واقعیت‌ها کنار بیاید، نه اختلال روانی. اگر پاکستان نگرانی‌های خاصی را شناسایی می‌کرد، هند و افغانستان می‌توانست به آن پاسخ و این کشور را متقاعد سازد.

اما تاکنون نگرانی‌های پاکستان در مورد روابط افغانستان و هند، جاه‌طلبی و سلطه‌گرایی این کشور را نشان می‌دهد و یا این‌که عامل آن تنفر ایدئولوژیکی پاکستان از هند است.

سیاست‌گذاران امریکا باید شکایات حتمی همتایان پاکستانی خود را درباره هند و افغانستان مورد توجه قرار دهد و آن‌را تحمل کنند.

ترجمه: احمدضیا علیجانی

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

بستن