fbpx
اسلایدافغانستانبرگزیدهترجمهدیدگاهسیاست

چرا دولت افغانستان از مذاکرات مستقیم امریکا با طالبان هراس دارد؟

گلوب‌پست/ حمیدالله بامیک

از زمان آغاز روند گفت‌وگوهای صلح افغانستان، گروه طالبان بارها مذاکره مستقیم با دولت افغانستان را رد کرده و خواستار گفت‌وگوی مستقیم با واشنگتن شده است.

در جریان ماه رمضان سال جاری، محمد اشرف غنی، رئیس‌جمهور افغانستان، آتش‌بس هفت روزه را اعلام کرد و امیدوار بود تا از این طریق گروه طالبان را به میز مذاکره تشویق کند. در مقابل، گروه طالبان تنها سه روز آتش‌بس اعلام کرد و پس از آن بمب‌گذاری انتحاری و حملات بر پایگاه‌های نظامی نیروهای افغان از سر گرفته شد.

زمانی‌که آتش‌بس هفت روزه حکومت پایان یافت، آن‌را به‌طور یک‌طرفه برای ده روز دیگر تمدید کرد؛ اما در مقابل گروه طالبان با حملات شدید بر نیروهای نظامی افغان پاسخ داد. سر انجام رئیس‌جمهور غنی آتش‌بس یک‌طرفه را به پایان رساند و به نیروهای امنیتی دستور داد تا اقدامات نظامی خود را علیه گروه طالبان تشدید کنند.

متأسفانه، اعلام آتش‌بس موضع گروه طالبان را مبنی بر مذاکره مستقیم با کابل تغییر نداد. پس از آنکه اقدامات کابل برای گفت‌وگوی صلح با گروه طالبان به جای نرسید، دولت ترامپ از دیپلمات‌های خود خواست تا به دنبال مذاکره مستقیم با این گروه باشند.

این اقدامات نشان‌دهنده یک تغییر چشم‌گیر در سیاست امریکا است که با گروه طالبان قبلا ارتباط مستقیم نداشت. سکوت حکومت افغانستان در این زمینه، نارضایتی کابل را در مذاکرات مستقیم واشنگتن با گروه طالبان نشان می‌دهد.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا در نخستین روزهای کاری خود، یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرد تا اعلام کند که تغییرات عمده‌ای در سیاست امریکا نسبت به دولت افغانستان به میان آمده است. تحلیل‌گران سیاسی نیز معتقدند که اداره ترامپ به آرامی تغییرات قابل توجهی را در رویکرد خود دنبال می‌کند و به همین خاطر دیپلمات‌های ارشد امریکایی را به هدف مذاکره با گروه طالبان هدایت داده است.

رویکرد جدید امریکا در حالی مطرح می‌شود که گروه طالبان حکومت افغانستان را به‌عنوان یک حکومت نامشروع و دست‌نشانده از سوی امریکا می‌داند. گروه طالبان پس از سرنگونی این رژیم در سال ۲۰۰۱، بارها تأکید کرده که تنها با امریکا مذاکره می‌کند و امریکا نیز به‌طور مداوم اصرار داشت که گروه طالبان باید به‌گونه‎ای مستقیم با حکومت کابل گفت‌وگو کنند.

گزارش اخیر که از سوی سرمفتش ویژه برای بازسازی افغانستان (سیگار) منتشر شده، اشاره به عامل دیگری دارد و این می‌تواند واشنگتن را به دنبال مذاکره مستقیم با گروه طالبان متقاعد کند.

بر اساس این گزارش، دولت افغانستان از ۴۰۷ ولسوالی تنها ۲۲۹ ولسوالی را تحت کنترول دارد، در حالی‌که گروه طالبان ۵۹ ولسوالی را کنترول می‌کند. در ۱۱۹ ولسوالی باقی‌مانده دو طرف، دولت افغانستان و شورشیان طالبان بر سر تصرف آن درگیر هستند.

در همین حال، سازمان ملل متحد گفته است که در جریان شش ماه نخست سال جاری میلادی، تعداد تلفات غیرنظامیان به ۱۶۹۲ نفر رسیده که از آغاز تحقیقات این سازمان در افغانستان در سال ۲۰۰۹ تا کنون بی‌پیشینه بوده است. گفته می‌شود این عوامل در نهایت امریکا را مجبور به آغاز مذاکرات مستقیم با گروه طالبان می‌کند.

زمانی‌که روزنامه نیویارک تایمز گزارش داد، مقامات امریکایی به دنبال مذاکرات مستقیم با شورشیان طالبان هستند؛ مذاکرات صلح به رهبری افغان‌ها به جای نرسیده بود.

 این امر به‌عنوان یک حمله قلبی برای حکومت افغانستان مطرح شد و گفته بود که چرا کابل موضع واضحی در برابر رویکرد جدید امریکا تا هنوز نداشته است. اما چرا حکومت افغانستان از مذاکرات مستقیم بین امریکا و گروه طالبان هراس دارد؟

ترس کابل از چندین موضوع ناشی می‌شود. اگر دولت افغانستان در مذاکرات صلح با گروه طالبان کنار گذاشته شود، این امر نشان می‌دهد که دولت کابل دست‌نشانده امریکا بوده و بدون اختیار است و هم‌چنین عدم اختیار در مورد تصمیم‌گیری‌های سیاسی با مقیاس بزرگ، به مشروعیت سیاسی آسیب می‌رساند.

دولت افغانستان هراس دارد که اگر امریکا مذاکرات را رهبری کند، نمی‌تواند تمام خواسته‌هایش را در مذاکرات صلح مطرح کند.

کارشناسان سیاسی معتقدند که رهبران دولت افغانستان می‌خواهند تا از روند صلح به منافع سیاسی و هم‌چنان برای پیروزی در انتخابات آینده ریاست جمهوری در مبارزات انتخاباتی از آن استفاده کنند. به همین دلیل، دولت افغانستان به‌طور مداوم برای مذاکرات مستقیم با گروه طالبان اصرار می‌کند.

اگر رئیس‌جمهور غنی موفق به آوردن گروه طالبان به میز مذاکره شود، این می‌تواند به‌عنوان یک دست‌آورد بزرگ در دوره ریاست جمهوری او تلقی شود و در داخل و خارج از کشور مورد ستایش قرار خواهد گرفت. علاوه بر این، اگر غنی به صلح نائل شود، به‌عنوان قهرمان یاد خواهد شد که جنگ تقریبا ۱۷ ساله در افغانستان را پایان داده است.

آتش‌بس یک‌جانبه دولت افغانستان، محبوبیت غنی را تا حدی افزایش داده که حتی ظریف امین‌یار، استاد دانشگاه هاروارد مقاله‌ای را در مورد وی منتشر کرده و گفته است که آیا غنی می‌تواند به گاندی افغانستان تبدیل شود؟

 آقای امین‌یار، رئیس‌جمهور غنی را رهبر اصلاح طلب می‌داند، کسی که دولت امریکا به‌شدت به‌عنوان یک شریک قدرت در جریان سال‌های گذشته حتی در دوره حامد کرزی، رئیس‌جمهور پیشین به آن نیاز داشت.

اگر امریکا بخواهد آرامش و صلح را در افغانستان به ارمغان بیاورد، غنی بدون شک یکی از بهترین گزینه‌ها برای رهبری کشور است. رئیس‌جمهور غنی پُر از عشق و شور برای پایان دادن به جنگ و درگیری است؛ اما امریکا مشکوک به نظر می‌رسد. هنگامی که فاتح جنگ افغانستان به گونه‌ای ستایش شده، واضح است که مذاکرات مستقیم امریکا با گروه طالبان می‌تواند این کلمات شیرین را تلخ کند.

هر سیاستمدار هوشمند می‌داند که درگیری افغانستان جنبه چند بعدی دارد که شامل بازیگران داخلی، منطقه‌ای و جهانی است. با توجه به پیچیدگی این درگیری‌ها، هیچ یک از بازیگران اصلی، کلید برای حل بحران ندارند؛ بنابراین، روند صلح چالش برانگیز خواهد بود و نیاز به زمان دارد.

تنها بدیل برای ادامه خونریزی و بی‌ثباتی در کشور این است که طرفین درگیر باید مسیری را برای روند صلح فراهم کنند. به این ترتیب، رهبران حکومت افغانستان باید به‌جای رویایی پیروزی در میدان جنگ، با کشورهای دیگر که درگیر در این جنگ هستند، همکاری کنند.

با این دیدگاه که می‌توانند در مذاکرات صلح با طالبان به نفع خود در انتخابات ریاست جمهوری آینده کار کنند، یک محاسبه نادرست و کوتاه‌بینانه است.

ترجمه: احمدضیا علیجانی

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

بستن