fbpx
اسلایدافغانستانترجمهدیدگاهسیاست

مقاومت برای ماندن؛ ما متعلق به افغانستان هستیم

فارین پالیسی/ روچی کومار

زمانی‌که من خبر حمله انتحاری وحشیانه بر سیک‌ها و هندوهای افغانستان را دیدم، اولین کارم تماس گرفتن به دوستان، به‌ویژه به راویل سینگ برای دریافت جزئیات بیشتر بود.

تا زمانی‌که تلفونم بدون جواب ماند، من فکر نمی‌کردم این فعال صلح کابل در میان ۱۹ نفر کشته‌شدگانی است که ۱۷ تن از آنها سیک‌ها یا هندوهایی هستند که برای دیدار با محمد اشرف غنی، رئیس‌جمهور در جلال‌آباد منتظر بودند.

راویل سینگ، یکی از چهره‌های مهربان و شناخته شده در بین اجتماع کابل بود و هم‌چنین یکی از فعال‌ترین اعضای جامعه‌اش بود. سینگ پیشنهادهای زیادی برای کمک به خودش و خانواده‌اش برای ترک افغانستان دریافت کرد؛ اما او اصرار داشت که وی پسر همین خاک (افغانستان) است و از رفتن به کشورهای دیگر که هنوز داوطلب‌های زیادی دارد، اجتناب کرد.

او سال گذشته به من گفت: «چرا من اینجا را ترک کنم؟ این سرزمین من، کشور من و فرهنگ من است. از لحاظ تاریخی ما به افغانستان تعلق داریم. یکی از بنیانگذارن سیکیزم به‌نام (گورو ناناک) در سال ۱۵۲۰ از افغانستان دیدن کرد. ما تاکنون پیرو او هستیم».

از دست دادن سینگ که در اواخر ۴۰ سالگی خود قرار داشت، فقط یک تراژدی برای کسانی نیست که او را می‌شناختند؛ این ممکن است یک ضربه مهلک بر پیکر یک جامعه‌ای باشد که او برای آن جامعه یک نماد کاملا متفاوت در افغانستان بود.

سچدیوا اومپراکاش، یک هندو افغان و یکی از جامعه انگشت شمار سیک‌ها که روز دوشنبه در مراسم سوگواری سیک‌ها در درمسال باغ‌بالا در کابل حضور داشت، گفت: «در چند دقیقه، شمار قابل توجهی از برادران ما از بین رفت؛ رهبران ما، بزرگان و مربیان ما».

سیک‌ها و هندوها در افغانستان در کنار جوامع دیگر، از لحاظ سیاسی و اجتماعی به‌عنوان اقلیت‌های غیرمسلمان شناخته می‌شوند. همانند عراق و سوریه، جنگ طولانی در افغانستان نیز برای اقلیت‌های مذهبی بسیار دشوار تمام شده است.

جامعه سیک‌ و هندو یک‌بار در افغانستان رشد کرده بود؛ اما امروزه شمار آنها کاهش یافته و تنها کسانی در این جوامع باقی‌مانده که متعهد و مقاوم هستند. روز دوشنبه درمسال مملو از صدای زنان، کودکان و گریه خاموش مردانی بود که برای مرگ رهبرشان عزاداری می‌کردند.

اوپراکاش با اشاره به آزار و اذیت از سوی دولت‌های مختلف در افغانستان از ۱۹۹۲ به این‌سو گفت: «به نظر می‌رسد که ما به اندازه کافی رنج برده باشیم. در گذشته ۴۰۰ هزار خانواده وجود داشتند؛ اما اکنون بیش ۴۰۰ خانواده وجود ندارد». اکثریت آمارها نشان می‌دهد که این جامعه در اوج رشد خود در حدود ۲۵۰ هزار نفر می‌رسید.

امروز، در حالی که هیچ سند رسمی وجود ندارد، اما رهبران این جامعه معتقدند که تنها ۱۴۰۰ نفر سیک و هندو در تمام افغانستان باقی‌مانده است. دو سال پیش به من گفته شد که این رقم نزدیک به ۳ هزار نفر می‌رسد.

اما سینگ مصمم بود تا ثابت کند که می‌تواند یک سیک و یک افغان باشد. او می‌تواند در مورد آزار و اذیت‌هایی که جامعه‌اش با آن روبه‌رو شده، سکوت کند.

 سینگ با توجه به گذشته، در سال ۲۰۱۶ در مورد عمر کوتاه دولت مجاهدین در افغانستان از ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ به من گفت: «به باور من، دولت طالبان برای ما نسبت به دولت مجاهدین که پیش از آن حکومت می‌کرد، بردبارتر بود. البته آنها تبعیض قائل بودند و ما نیز مجبور بودیم لباس‌های خاص را که ما را معرفی کرده بود، بپوشیم؛ اما دادگاه‌هایی برای شنیدن دعوا در صورت اختلافات در میان جوامع داشتند و اغلب در قضاوت خود منصفانه بودند، حتی اگر به غیرمسلمانان سوءاستفاده می‌شد».

او به من گفت: «این جامعه قبل از سال ۱۹۹۲ متفاوت بود. هندوها و سیک‌ها در رفاه و هماهنگی کامل در افغانستان زندگی می‌کردند. اعضای جامعه ما عمدتاَ صاحب کسب و کار بودند و سرمایه‌گذاری و تجارت عمدتا توسط هندوها و سیک‌ها اداره می‌شد. زمانی‌که مجاهدین به قدرت رسید، این جامعه (هندوها و سیک‌ها) به مجرمان تحت کنترول آنها تبدیل شد. آدم‌ربایی‌های گسترده، اخاذی، راهزنی و آزار و اذیت مذهبی نیز وجود داشت».

سینگ در دهه ۱۹۹۰، همراه بستگان خود و به شکل قاچاق در لاری‌های حمل و نقل کالا پنهان شده و از طریق پاکستان به هند پناهنده شد. اما وی به‌زودی بازگشت کرد، ازدواج کرد و تمایل به ترک وطنش نداشت.

با این‌حال، پس از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱، امید کمی برای این جامعه وجود داشت. او توضیح داد: «بچه‌های ما در سال‌های حکومت مجاهدین در مکاتب مورد آزار و اذیت قرار می‌گرفتند؛ بسیاری از آنها مجبور به ترک مکتب شدند که این کار بر تمام نسل تأثیر منفی می‌گذارد. وضعیت در جریان حکومت طالبان بهبود نیافت و حتی امروز نیز بسیار اندک، فرزندان‌مان مورد توجه قرار گرفته است».

دولت جدید افغانستان بعد از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ شکل گرفت و تلاش داشت تا یک سیستم انعطاف‌پذیر و جامع حکومتی را ایجاد کند.

در زمان حامد کرزی، رئیس‌جمهور پیشین کشور، یک کرسی برای سیک‌ها و هندوها در مجلس نمایندگان اختصاص یافت. اما به‌رغم تلاش‌های حامد کرزی برای راه یافتن سیک‌ها و هندوها در مجلس نمایندگان، این حرکت از سوی نمایندگان پارلمان متوقف شد.

در سال ۲۰۱۶، رئیس‌جمهور اشرف غنی، با صدور فرمان، امکان انتخاب مجدد نماینده از سوی جامعه اقلیت سیک‌ها و هندوها در پارلمان جدید و در انتخابات آینده را فراهم کرد. اوتار سینگ، نامزد مجلس نمایندگان روز یکشنبه در کنار راویل سینگ کشته شد.

علی‌رغم تلاش‌های دولت، زندگی برای سیک‌ها و هندوها که در دهه ۲۰۰۰ به افغانستان بازگشته بودند، دشوار بود. اغلب آنان ملک و دارایی‌های خود را که قبلا از آنان گرفته شده بود، دوباره به دست آورد.

راویل سینگ در سال ۲۰۱۶ به من گفت: «آنها برای پیدا کردن خانه‌ها و زمین‌های‌شان که از سوی بیگانه‌ها و جنگ‌سالاران اشغال شده بود، به افغانستان بازگشتند. خانه پسر کاکای من، از سوی یک مرد بدنام و قدرتمند گرفته شده بود و حتی پس از دستور دادگاه، وی حاضر به ترک آن نبود. ما تقریبا ۱۲ سال را بین دادگاه و مقامات مسئول صرف کردیم و مبلغ ۳۵ هزار دالر به مقامات مختلف رشوه پرداخت کردیم».

سینگ همچنان اشاره کرد که او اغلب از سوی برخی مقامات به چالش کشیده می‌شد و به او گفته می‌شد که نمی‌تواند هر دو یعنی هم غیرمسلمان و هم افغان باشد.

سینگ در گذشته شاهد یک جامعه بردبار و متنوع در افغانستان بود؛ ولی حالا جوامع افغانستان هر روز بیشتر از هم فاصله می‌گیرند. او با اشاره به گفته‌های بعضی از مقامات دولتی و وزیران که به او پیشنهاد دادند که دین خود را تغییر بدهد تا زندگی بهتر داشته باشند، اظهار داشت: «مسلمانان از من خواستند که دین اسلام را قبول کنم؛ زیرا دین ما را به‌عنوان یک چیز بی‌ارزش در نظر می‌گیرند».

وی در مصاحبه دیگری در سال ۲۰۱۷ گفت: «بعضی از آنها (افغان‌ها) فکر می‌کنند که ما از هند هستیم و به ما می‌گویند که برگردیم. این محدودیت تا چقدر می‌تواند قابل تحمل باشد. پس از مدتی مردم ما این کشور را ترک خواهند کرد و کسانی که توانستند، پیش از این ترک کرده‌اند».

با این‌حال، محل و مکان‌های مقدس برای سوزاندن جسد در کابل تصرف شد. آقای سینگ گفت: «حتی زمین‌های اطراف آن به ما تعلق داشت. اما زمین‌های اطراف آن‌را افغان‌ها با کمک جنگ‌سالاران محلی گرفتند. در حال حاضر، ساکنان نزدیک در مورد اقدامات ما برای سوزاندن جسد شکایت دارند. آنها می‌گویند سنگ‌ها و زباله‌ها را بر ما ریخته‌اند».

در سال ۲۰۱۲، سینگ موفقانه کمپاین کرد که پولیس از مراسم سوزاندن جسد سیک‌ها و هندوها محافظت کند. در مراسم تشیع جنازه خود او، نظامیان تشییع‌کنندگان را همراهی کردند.

روایل سینگ، بردبارانه در افغانستان زندگی می‌کرد. او امیدوار بود که همه چیز تغییر می‌کند. سینگ می‌خواست تا حد ممکن سه فرزند خود را به‌عنوان میراث‌دار فرهنگ خود به جا بگذارد و آنها در فعالیت‌های صلح وی را کمک می‌کرد.

تصویر دو چشم کومال، جوانترین دختر او روی دیوارهای بیرونی اداره امنیت ملی و در یک بازررسی پر ازدحام در مرکز شهر کابل نقاشی شده و این نقاشی یک پیام ضد فساد را حمل می‌کند.

یکی از اعضای جامعه سیک‌ها و هندوها در مراسم سوزاندن جسد به من گفت: «بسیاری از ما مطمئن نیستیم که آیا ما دیگر در افغانستان باقی خواهیم ماند. متأسفانه بسیاری از ما اکنون نمی‌توانیم اینجا را ترک کنیم؛ اما تلاش می‌کنیم. اگر ما این کار را نکنیم، همه‌ ما نابود خواهیم شد».

ترجمه: احمدضیا علیجانی

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

بستن